SANYA NEWS
سیاسی

چرا طالبان سخت نگران بدخشان اند؟

خبرگزاری ثانیه | منتشر شده در تاریخ 27 سرطان 1405
نویسنده: عبدالمجید قادری

اشتراک گذاری: فیسبوک | توییتر | واتس‌اپ | لینکدین
بازدیدها: 88


چرا طالبان سخت نگران بدخشان اند؟

بدخشان در معادلات سیاسی و امنیتی افغانستان تنها یک ولایت دورافتاده و کوهستانی نیست، یکی از نقاط حساس و تعیین‌ کننده در توازن قدرت در افغانستان به‌شمار می‌رود. 

نگرانی طا.لبان از این ولایت نه یک واکنش مقطعی بلکه ریشه در درک عمیق آنان از ظرفیت‌ های تاریخی،اجتماعی و ژئوپولیتیکی ولایت بدخشان دارد.

این ولایت که به دیار لعل و لاجورد شهرت دارد افزون بر منابع سرشار طبیعی از سرمایه‌ای مهم‌تر برخوردار است.

جامعه‌ای آگاه، فرهنگ‌دوست و دارای پیشینه‌ای از مقاومت سیاسی همین ویژگی‌ها باعث شده است که  ولایت بدخشان در طول تاریخ معاصر افغانستان بارها به یکی از مراکز مهم ایستادگی در برابر اقتدارگرایی تبدیل شود.

در دوره نخست حاکمیت طالبان این گروه هرگز نتوانست تسلط کامل و باثباتی بر ولایت بدخشان داشته باشند. حضور چهره‌های برجسته‌ای چون پروفسور برهان‌الدین ربانی یکی از رهبران افغانستان و  رهبران محلی این ولایت را به سنگری برای مقاومت سیاسی و نظامی تبدیل کرده بود. 

در آن مقطع مردم بدخشان نه‌تنها از خود دفاع کردند بلکه در معادلات کلان کشور نیز نقشی تأثیرگذاری ایفا نمودند. اما  پس از شهادت رهبر افغانستان شهید پروفسور ربانی  یک خلأ عمیق سیاسی در ولایت بدخشان شکل گرفت. 

این خلأ فرصت مناسبی برای ط-البان فراهم ساخت تا با بهره‌گیری از ابزارهای مختلف از جمله تطمیع، فشار، و ایجاد شکاف‌های اجتماعی نفوذ خود را گسترش دهند در ولایت بدخشان.

در دور دوم تسلط طالبان بر افغانستان این گروه با تجربه‌ای بیشتر و رویکردی عملگرایانه‌ تر موفق شد کنترل بدخشان را نیز در اختیار گیرد. 

با این حال این کنترول بیش از آن‌که مبتنی بر مشروعیت اجتماعی باشد بر پایه مهار امنیتی و مدیریت نارضایتی استوار بوده است. در طول  پنج سال‌ حکومت ط-البان مردم بدخشان بارها نارضایتی خود را ابراز کرده‌اند.

و اعتراض نمودند  هرچند اعتراضات در بدخشان پراکنده و فاقد رهبری منسجم  بود ولی نشان‌دهنده آن است که بستر اجتماعی برای شکل‌گیری یک حرکت گسترده همچنان وجود دارد.

 اما نبود سازمان‌دهی و رهبری واحد این ظرفیت را در سطح بالقوه نگه داشته است. در این میان تحولات درونی ط-البان نیز به پیچیدگی وضعیت کنونی افزوده است. 

اختلاف بر سر منابع طبیعی به‌ ویژه معادن ارزشمند بدخشان به یکی از محورهای تنش میان فرماندهان محلی و رهبری مرکزی  طالبان تبدیل شده است. 

سرپیچی چهره‌هایی چون جمعه‌خان از دستورات رهبر مرکز گروه طالبان نشانه‌ای آشکار از وجود شکاف در ساختار قدرت طالبان است.

این شکاف‌ها اگرچه هنوز به بحران علنی تبدیل نشده اما به‌روشنی نشان می‌دهد که انسجام درونی ط-البان با چالش‌هایی جدی روبه‌رو است. 

برای رهبری طالبان چنین وضعیتی در ولایتی مانند بدخشان که مستعد نا آرامی‌ های اجتماعی است یک تهدید مضاعف به‌ شمار می‌رود.

در واکنش به این وضعیت طالبان سیاستی چندلایه را در پیش گرفته‌اند

از یک‌سو تلاش برای خرید وفاداری فرماندهان محلی بدخشان از طریق منابع مالی و از سوی دیگر تشدید نظارت و سرکوب برای جلوگیری از شکل‌گیری هرگونه حرکت اعتراضی دارند. این رویکرد نشان می‌دهد که طالبان بیش از هر زمان دیگری از احتمال یک قیام زنجیره‌ای در شمال افغانستان هراس دارند.

چنین قیامی در صورت شکل‌گیری می‌تواند به‌سرعت به ولایات همجوار مانند تخار، پنجشیر، بغلان ( اندراب‌ها) و حتی ولایات کلیدی دیگر افغانستان گسترش یابد.

 در سناریویی گسترده‌تر این تحولات می‌تواند مسیر تحرکات سیاسی و نظامی در کاپیسا و پروان را نیز هموار سازد و در نهایت فشار مستقیم بر کابل وارد کند.

از منظر راهبردی بدخشان می‌تواند به نقطه آغاز یک تغییر موازنه قدرت در سطح ملی تبدیل شود.

به همین دلیل مهار این ولایت برای ط-البان نه‌تنها یک اولویت محلی بلکه بخشی از استراتژی کلان بقای آنان محسوب می‌شود.

با این‌ همه مهم‌ ترین متغیر  تعیین‌ کننده در این معادله وضعیت رهبری در داخل بدخشان است. جامعه‌ای که از نارضایتی عمیق رنج می‌برد در صورت برخورداری از یک رهبری منسجم می‌تواند به نیرویی تعیین‌کننده تبدیل شود. 

اما در غیاب چنین رهبری حتی گسترده‌ترین نارضایتی‌ها نیز به حرکت مؤثر سیاسی تبدیل نخواهد شد. در این چارچوب، سکوت و غیبت چهره‌هایی چون صلاح‌الدین ربانی ،داکتر عبداللطف پدرام و جنرال جلال الدین یفتلی بیش از پیش مورد توجه قرار گرفته است. 

با توجه به جایگاه تاریخی و شبکه‌های نفوذ اجتماعی چنین شخصیت‌هایی انتظار می‌رود که آنان نقش فعال‌تری در جهت‌دهی به تحولات در این ولایت ایفا کنند. 

اما عدم حضور مؤثر آنان خلأ رهبری را عمیق‌ تر ساخته و میدان را برای تثبیت موقعیت ط-البان باز گذاشته است.

بدخشان امروز در نقطه‌ای حساس از تاریخ خود قرار دارد  از یک‌ سو تحت فشار ساختار متمرکز و امنیتی ط-البان و از سوی دیگر دارای ظرفیت بالقوه برای تبدیل شدن به کانون یک تحول سیاسی گسترده.

 آینده این ولایت بیش از هر چیز به تعامل میان این دو نیرو فشار حاکم و ظرفیت اجتماعی وابسته است.

پرسش کلیدی این است 

 آیا بدخشان خواهد توانست از این وضعیت گذار کرده و بار دیگر به یکی از محورهای تعیین‌کننده در معادلات سیاسی افغانستان تبدیل شود یا در سایه تداوم خلأ رهبری و پراکندگی داخلی همچنان در وضعیت مهار و انفعال باقی خواهد ماند؟

جستجو
ویدیوهای محبوب

25.Oct.2025

26.Oct.2025

26. Oct. 2025


نظرات کاربران

ارسال نظر